مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۶

 

تا کی کمرِ عهد و وفا باید بست

زنّارم ازان زلفِ دو تا باید بست

چون کارِ من از لبِ تو مینگشاید

دل در سرِ زلفِ تو چرا باید بست


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:50 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۴

 

بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست

در درد بسوخت و هیچ درمانش نیست

گفتم که سرِ زلفِ تو دستش گیرد

در پای فکندی که سر آنش نیست


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۵

 

گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم داد

زلف تو ز پی شکست بسیارم داد

با لعلِ لبِ تو کارِ ما چون زر بود

زلفت به ستیزه تاب در کارم داد


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۲

 

زلف تودگر ز دست نگذارم من

تا بو که دل از شست برون آرم من

گویم که دلِ مرا چراندهی باز

گوئی که برو دلِ تو کی دارم من


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۳

 

ای پردهٔ دل پرده نوازت بوده

جان هم نَفَسِ پردهٔ رازت بوده

من چون سرِ زلفِ تو به خاک افتاده

دست آویزم زلفِ درازت بوده


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۰

 

تا در سرِ زلفت خم و تاب افکندی

این سوخته را دل به عذاب افکندی

از زلفِ سیاهِ تو جهان تیره از آنست

کان زلفِ سیه بر آفتاب افکندی


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۷۱

 

چون مشکِ خط تو سایه ور میافتد

خورشید به زیرِ سایه درمیافتد

زیبندهترست موی و بالا باری

کان موی به بالای تو برمیافتد


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۶۸

 

چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم

تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم

دیوانگی عشقِ توام میباید

تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۶۹

 

تا زلفِ زره ورت به هم تافته شد

گوئی که هزار نافه بشکافته شد

زنجیرِ سرِ طرهٔ مشکین رنگت

از تابشِ خورشید رخت تافته شد


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


مختارنامه عطار-باب سی و پنجم شمارهٔ ۶۵

 

در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است

هر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون است

مینتوان گفت وصفِ زلفت چون است

باری ز حساب عقل ما بیرون است


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396  ] [ 01:45 ب.ظ ] - شاعر

[ نظرات0 ]


.: تعداد کل صفحات :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ > ]